ادارى شخصیت افراد پاشنه بلند سبک زندگی زندگی

ادارى: شخصیت افراد پاشنه بلند سبک زندگی زندگی فعالیت سرگرمی فال شخصیت شناسی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی ازپشت پرده مناظره‌ها تا حصر

دفتر کارش در خیابان پاستور است،خیابانی که نهاد ریاست جمهوری نیز در آن حضور دارد و هنوز مشخص نیست که او در اندیشه نقل مکان به ساختمان مهم این خیابان در آینده است

ازپشت پرده مناظره‌ها تا حصر

ازپشت پرده مناظره ها تا حصر

عبارات مهم : سیاسی

دفتر کارش در خیابان پاستور است،خیابانی که نهاد ریاست جمهوری نیز در آن حضور دارد و هنوز مشخص نیست که او در اندیشه نقل مکان به ساختمان مهم این خیابان در آینده است و یا خیر. دفتری با فضای آرام که این روزها به محلی جهت دیدار و گفت وگو با اشخاص سیاسی و فرهنگی تبدیل شده است است،چهره هایی که از تنوع زیادی برخوردار هستند و از محمد علی زم گرفته تا سیدمحمدعلی ابطحی با او صبحانه کاری داشته اند.نگاهش عمیق و گیراست و با طمأنینه و بدون عجله سخن می گوید. خوب می شنود و خوب هم پاسخ می دهد.

ازپشت پرده مناظره‌ها تا حصر

پیشنهاد می کند مصاحبه در فضای باز و در بالکن دفترش که مشرف به حیاطی سرسبز است انجام شود و من می پذیرم. یک میز با دو صندلی در یک هوای بهاری دل انگیز جهت گفت وگو با فردی که۱۰ سال ریاست صداوسیما را برعهده داشته و سه مناظره انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کرده هست. عزت ا… ضرغامی روزی در جناح راست وبه اصطلاح اصولگرایی قرارداشت، به مرور وقت در طیف میانه قرار داده شد و امروز در طیف چپ اصولگرایی قرار گرفته با مواضعی که به اصلاح طلبان نزدیک شده است هست. درگفت وگوی دو ساعته«آرمان» با مهندس عزت ا… ضرغامی مباحث مختلفی مورد بررسی قرار داده شد که در ادامه متن این گفت وگو را از نظر می گذرانید.

آیا دولت های بعد از انقلاب اسلامی در شرایط برابر و با ابزارها و امکانات برابر اهداف خود را دنبال کرده اند؟

در طول تاریخ انقلاب اسلامی همه دولت ها با توجه به شرایط داخلی، منطقه ای و بین المللی از امکانات و اختیارات قانونی کافی برخوردار بوده اند. با وجود این نحوه استفاده از این امکانات و اختیارات به رویکرد هر دولت و قدرت مدیر جمهور بستگی داشته که به چه صورت از این اختیارات استفاده کرده هست. به عنوان مثال در دولت آقای هاشمی رابطه مقام معظم رهبری با ایشان رابطه ای صمیمی و نزدیک بود. حتی در مواردی که در بعضی از رویکردهای دولت اختلاف سلیقه هایی نیز وجود داشت هیچگاه این رابطه صمیمی از بین نرفت.این اوضاع در دولت اصلاحات نیز وجود داشت. در دولت اصلاحات هر وقت که مدیر دولت اصلاحات به حمایت مقام معظم رهبری نیاز داشت این حمایت صورت می گرفت.

دفتر کارش در خیابان پاستور است،خیابانی که نهاد ریاست جمهوری نیز در آن حضور دارد و هنوز مشخص نیست که او در اندیشه نقل مکان به ساختمان مهم این خیابان در آینده است

حتی در مقاطعی که خلاف قانون بوده و دولت تنها با حکم «ولی فقیه» می توانسته برنامه های خود را اجرا کند این حمایت صورت گرفته هست. این اوضاع در دولت آقای احمدی نژاد نیز وجود داشت.مقام معظم رهبری در دولت اول آقای احمدی نژاد که ایشان با شعارهای عدالت خواهانه روی خدمت به مردم تمرکز زیادی داشتند و تلاش می کردند از حاشیه ها دوری کنند، به صورت جدی از دولت حمایت می کردند. با این وجود در سال های نهایی دولت آقای احمدی نژاد که ایشان از شعارهای خود فاصله گرفتند و وارد حاشیه هایی شدند به صورت طبیعی فاصله حاکمیت نیز با ایشان زیاد شد.مقام معظم رهبری تا زمانی که روسای جمهور در چارچوب و هنجارهای انقلاب و نظام حرکت کنند به صورت جدی از آنها حمایت کرده اند.

پس آیا این شائبه در بین افکار عمومی وجود دارد که شرایط و ابزارها جهت دولت ها به صورت برابر وجود ندارد و دولت های اصولگرا از حمایت بیشتری نسبت به دولت های اصلاح طلب برخوردار هستند؟

هرکسی با توجه به دغدغه ها و سلایق سیاسی خود، فضای سیاسی کشور را تحلیل می کند.به همین علت نیز ممکن است این شائبه در بین افکار عمومی وجود داشته باشد که به عنوان مثال آقای احمدی نژاد نسبت به آقای روحانی زیاد مورد حمایت مقام معظم رهبری قرار داشته است.این در حالی است که امروز بعضی از طرفداران آقای احمدی نژاد نسبت به حمایت بخش های متفاوت حاکمیت از دولت آقای روحانی انتقاد جدی دارند و عنوان می کنند این حمایت ها از دولت آقای احمدی نژاد صورت نگرفته است.

ازپشت پرده مناظره‌ها تا حصر

این اوضاع جهت طرفداران دولت اصلاحات نیز وجود داشت و این افراد نیز عنوان می کنند که دولت اصلاحات با فشارهای زیادی مواجه بوده هست. با این وجود ما باید بپذیریم که رهبری طراز و «شاقول» انقلاب است.بنده در دولت اصلاحات یک روز در محضر رهبر معظم انقلاب بودم. ایشان در این دیدار عنوان می کردند که بنده در رویکرد دولت ها تنها به کارآمدی در تحقق مطالبات مردم توجه می کنم و خط کشی های سیاسی و جناحی جهت بنده اهمیت ندارد.رهبری حساسیت زیادی روی «متن» و«حاشیه» دارند و آنجا که احساس می کنند دولت ها متن را رها کرده و وارد حاشیه شده است اند تلاش می کنند با هدایت های خود دولت را به مسیر مهم خود بازگردانند.

رویکرد مقام معظم رهبری همواره نسبت به دولت ها برابر و حمایتی بوده و در این مسأله تردیدی وجود ندارد. با این وجود بعضی از نهادهای حاکمیت علی رغم منش و روش رهبری رویکرد یکسانی نسبت به دولت ها نداشته اند و مثال های زیادی می توان در این باره ذکر کرد. شاید به همین علت نیز بوده که شائبه حمایت زیاد بعضی از نهادهای قدرت از اصولگرایان به وجود آمده هست. به نظر شما این قبیل رویکردها و شائبه ها باعث فاصله گرفتن بخش هایی از جامعه از این نهادها نشده است؟

به نظر من اگر این شائبه هم در بین افکار عمومی به وجود آمده باید آن را اصلاح کرد.رهبر معظم انقلاب تا زمانی که دولت ها در مسیر خود حرکت کنند از آنها حمایت می کند.به عنوان مثال در عنوان توافق هسته ای ایشان حمایت قاطع و جدی از تیم مذاکره کننده هسته ای و آقای ظریف انجام دادند و من کمتر مشاهده کرده بودم که رهبری جهت کسی تا به این اندازه مایه بگذارند.اینکه جهت گیری افکار عمومی در این زمینه به چه صورت است به وظیفه رسانه ها و کسانی باز می گردد که دارای تریبون هستند.مهم ترین مسأله جهت مقام معظم رهبری حرکت دولت ها در مسیر تحقق مطالبات مردم بوده هست. در نتیجه اینکه این مسأله شکل دیگری به خود گرفته به علت عوض کردن رویکرد دولت ها بوده است.

دفتر کارش در خیابان پاستور است،خیابانی که نهاد ریاست جمهوری نیز در آن حضور دارد و هنوز مشخص نیست که او در اندیشه نقل مکان به ساختمان مهم این خیابان در آینده است

چرا نسل دوم و سوم انقلاب اسلامی نظر های جدیدی نسبت به نسل ابتدایی انقلاب پیدا کرده اند؟آیا نسل تازه درحال فاصله گرفتن از مبانی گفتمان انقلاب اسلامی است؟

خیر؛من اعتقاد به فاصله گرفتن نسل تازه از نسل گذشته نیستم.در شرایط کنونی چهل سال از عمر انقلاب اسلامی می گذرد و ما مشاهده می کنیم که انقلاب در چارچوب ها و راهبردهای کلان رویکرد ثابت و جدی داشته و حتی حرکت انقلاب نسبت به گذشته بهتر نیز شده است است.این مسأله نشان می دهد که نسل تازه که مدیریت انقلاب را به دست گرفته،همچنان با انقلاب همراهی دارند.امروز قدرت کشور عزیزمان ایران در منطقه خاورمیانه غیرقابل انکار است و هیچ اتفاقی در منطقه بدون تأثیرگذاری کشور عزیزمان ایران رخ نمی دهد.امروز جنبه های انترناسیونالیستی انقلاب تحقق پیدا کرده و ما با دو دنیا مواجه شده است ایم.نخست دنیا «استکبار» به رهبری آمریکا و دوم دنیا «مقاومت» به رهبری جمهوری اسلامی ایران.این مسأله که ظاهر،ادبیات،خلق و خو وحجاب دختران عوض کردن پیدا کرده و شکل متفاوتی به خود گرفته به معنای فاصله گرفتن جوانان از مسیر انقلاب نیست.در نسل تازه امثال شهید حججی ها نیز فراوان هستند که با تمام توان در خدمت اهداف انقلاب و نظام هستند.اگر ما به انتخابات در جمهوری اسلامی نگاه کنیم متوجه می شویم که میزان همکاری مردم در انتخابات متفاوت از بسیاری از کشورهای دنیا زیاد بوده است.

ازپشت پرده مناظره‌ها تا حصر

این در حالی است که ما از این نظر در منطقه خاورمیانه و در شرایطی که کشورهای منطقه بویی از انتخابات نبرده اند بی رقیب هستیم. از توصیه های همیشگی رهبر معظم انقلاب به بنده تلاش جهت حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رأی بوده است.نکته قابل توجه اینکه جهت ایشان اینکه نتیجه انتخابات چه کسی باشد اهمیت ندارد و من تاکنون ندیده ام که ایشان در انتخابات متفاوت نظر خاصی نسبت به کسی داشته باشند و به دیگران نیز توصیه کنند.با این وجود بنده اعتقاد دارم که نسل تازه مطالبه و اعتراض دارد و به بسیاری از اهداف اقتصادی که مورد نظر نظام بوده نرسیده است.این در حالی است که نسل تازه مانند نسل اول انقلاب با صراحت و دلیری حرف خود را می زند.در نتیجه اگر فاصله ای افتاده ما نسل های قدیم احساس می کنیم چنین فاصله ای افتاده هست. نسل تازه به کشور و نظام علاقه دارد و اگر در بعضی از پرسشها افراد دغدغه های متفاوتی دارند به معنای فاصله گرفتن نیست.

رفتارشناسی سیاسی شما در زمانی که ریاست صداوسیما را برعهده داشتید با امروز متفاوت شده است هست. شما که روزی در طیف راست اصولگرایی قرار داشتید به مرور وقت وارد طیف میانه و در نهایت طیف چپ اصولگرایی شدید و در بعضی مقاطع به رویکردهای اصلاح طلبانه نزدیک شده است اید. بیرون آمدن از دایره گذشته و گام گذاشتن در فضای فراتر از گذشته معطوف به چه تصمیمی در آینده خواهد شد؟آیا شما به ریاست جمهوری فکر می کنید؟

افراد تا زمانی که در یک شرکت فعالیت می کنند مواضعی که اختیار می کنند باید متناسب با جایگاه سازمانی خود باشد.این در حالی است که فرد باید سازمانی که در آن فعالیت می کند را قبول داشته باشد. در نتیجه مدیر شرکت صداوسیما نمی تواند دغدغه های شخصی خود را از موضع مدیر رسانه ملی عنوان کند.رئیس صداوسیما باید دارای اجتهاد رسانه ای باشد و نسبت به مطالبات مردم و همچنین دستگاه حاکمیتی پاسخگو باشد.

با این وجود دوستانی که از نزدیک بنده را می شناسند به خوبی به این توصیه آگاهی دارند که مواضع امروز من با دیروز هیچ تغییری نکرده و تنها به علت سمتی که در صداوسیما داشتم از بیان آن خودداری می کردم و آن را تنها در جلسات شخصی عنوان می کردم. اگر امروز من با آقای ابطحی، نقویان، زم، حسین کروبی، سید نظام موسوی، فردوسی پور، مسعود کیمیایی و … صحبت می کنم به علت این است که علاقه دارم قرائت های آنها را نسبت به پدیده های موجود در جامعه بشنوم. جهت بنده مهم است که آیا آینده فرزند آقای زم که یک شخصیت فرهنگی برجسته کشور است به اینجا کشیده شده است است.من دوست دارم قرائت آقای زم را هم در کنار قرائت امنیتی که از این مسأله وجود دارد بشنوم.از سوی دیگر هنگامی که قرائت آقای ابطحی از اوضاع زندان در مدت شش ماهی که در زندان بودند را می شنوم متوجه می شوم که این قرائت با قرائتی که مطرح شده است با هم تفاوت دارد. به همین علت نیز این تفاوت ها ذهن من را واقعی تر و سالم تر می کند.امروز بعضی از اصلاح طلبان از «گفت وگوی ملی» و «آشتی ملی» سخن می گویند که به نظر من صحیح نیست.

مردم و جریان های سیاسی با یکدیگر قهر نیستند که کشور به «آشتی ملی» نیاز داشته باشد. با این وجود ما هنوز نمی توانیم با هم حرف بزنیم. کسی جلوی گفت وگوی ملی را نگرفته هست. اگر منظور این افراد گفت وگوی آقای(ایکس) از یک جریان سیاسی با آقای (ایگرگ) در جریان سیاسی دیگر است که نمی توان این را به آحاد مردم تعمیم داد. بنده امروز در وسط حاکمیت قرار دارم.

چرا چنین فکری می کنید؟

به علت اینکه بنده خودم را عین حاکمیت می دانم و احساس می کنم باید نسبت به حاکمیت پاسخگو باشم.امروز جهت مردم تفاوت نمی کند که به فرض آقای روحانی مدیر جمهور است و یا آقای احمدی نژاد. مردم نسبت به پرسشها خود دغدغه دارند و به دنبال پاسخگویی مسئولان هستند.

در نتیجه من باید از حاکمیت دفاع کنم و به مردم پاسخگو باشم.قرائت های متفاوت سوءتفاهم های یکدیگر را از بین می برد. با این وجود ما هنوز با هم حرف نمی زنیم و زیاد از طریق رسانه ها با هم مجادله می کنیم.من در طول دوران ریاست جمهوری آقای روحانی تنها یک بار با ایشان ملاقات داشتم که در این دیدار به ایشان گفتم روحیه شما به شکلی است که می توانید همه گروه های سیاسی را دور هم جمع کنید.با این وجود ایشان چنین رویکردی در پیش نگرفت و نه تنها در جهت اجماع گروه های سیاسی پیش نرفت و بلکه در تریبون های متفاوت سیل ناسزا را خطاب به منتقدان خود روانه کرد.

آیا بهتر نبود زمانی که مدیر صداوسیما بودید واکنش‌ها امروز خود را نشان می دادید و با طیف های متفاوت فکری تعامل بیشتری می کردید؟آیا اگر در آن مقطع زمانی چنین رویکردی در پیش می گرفتید واقعی تر و تأثیرگذارتر نبود؟

بحث های چالشی،نگاه های متفاوت و حتی متخاصم نسبت به یکدیگر تنها مختص به پرسشها سیاسی نیست.صداوسیما نیز به علت اینکه باید پاسخگوی مردم باشد در حوزه های متفاوت چنین رویکردی در پیش گرفته بود.به عنوان مثال در حوزه ورزشی، سینمایی، علمی و اجتماعی همه کسانی که صاحب نظر بودند تریبون رسانه ملی در اختیار آنها قرار گرفته هست. بنده روزی نبود که در جلسه هیأت دولت شرکت کنم و از طرف آقای احمدی نژاد و رحیمی مورد مواخذه قرار نگیرم.این برخورد تا روزهای آخر دولت با بنده وجود داشت.این اوضاع در دولت آقای روحانی نیز وجود داشت. با این وجود باید عنوان کنم که بیشترین تعامل و ظرفیت را مدیر دولت اصلاحات در مقابله با برنامه های انتقادی صداوسیما از خود نشان می داد و ایشان بیشترین تعامل را با صداوسیما داشتند.

در دولت آقای احمدی نژاد و به خصوص در چهار سال پرسشها صداوسیما ودولت در بیشترین حالت خود قرار داده شد به شکلی که بیت رهبری پادرمیانی و وساطت کردند.آقای الهام در این زمینه مستندسازی کرده بودند و بعضی از اعضای نهادرهبری نیز با ایشان همراهی می کردند. امروز هم بعضی از این افراد که بنده را می بینند عنوان می کنند که ما نسبت به دولت آقای احمدی نژاد انتقاد جدی داریم ولی صداوسیما نیز در چهار سال اول دولت احمدی نژاد به شدت دولت را نقد می کرد.این اوضاع جهت آقای روحانی هم وجود داشت وهرچه ما به آقای روحانی خدمت می کردیم و شرایط بیشتری جهت ایشان در نظر می گرفتیم انتظارات ایشان زیاد کردن پیدا می کرد.نکته جالب راجع به آقای روحانی این است که هنگامی که با ایشان صحبت می کنید و جهت ایشان دوساعت استدلال می کنید، هنگامی که جلسه تمام می شود انگار که با این بشقاب صحبت کرده اید و هیچ تغییری در رویکرد ایشان مشاهده نمی کنید.این اوضاع حتی در صورت ایشان نیز وجود ندارد و صورت ایشان به شکلی نیست که انسان علاقه به ادامه دادن داشته باشد.

بنده به هیچ عنوان نمی گویم که همه عملکرد من در صداوسیما قابل قبول بوده هست. با این وجود باید این توصیه را نیز در نظر داشت که قضاوت های پسینی راجع به رویدادهای تاریخی همواره صحیح نیست. در دوران مدیریت بنده در صداوسیما در زمینه ورزش و به خصوص فوتبال تزاحم ها و رویکردهای متضاد فوتبالی همواره دررسانه ملی به تصویر کشیده می شد. این اوضاع راجع به سینما نیز وجود داشت. در دوران مدیریت بنده بود که برنامه «هفت» شکل گرفت که با مخاطبان زیادی نیز در زمینه سینما مواجه شد.در عنوان رفتن آقای جیرانی از این برنامه نیز بنده مخالفت کردم و به ایشان گفتم اجازه ندارید برنامه را ترک کنید. با این وجود با توجه به هجمه های تند بعضی از اصولگرایان آقای جیرانی به این نتیجه رسیده بودند که اگر برنامه را ترک کنند بهتر است و در نهایت نیز این کار را انجام دادند.

این اوضاع جهت آقای فردوسی پور نیز وجود داشت و هنگامی که دعوا های فوتبالی و سیاسی در این برنامه شدت پیدا می کرد ایشان تنها با حمایت مدیریت شرکت به کار خود ادامه می دادند و دلگرم می شدند. با این وجود در زمینه سیاسی اوضاع به این شکل نبود و حساسیت های بیشتری وجود داشت.به عنوان مثال هنگامی که مذاکرات سعدآباد انجام شد و بعد از این مذاکرات وزرای خارجه سه کشور اظهارنظرهای نامناسبی راجع به این مذاکرات انجام دادند صداوسیما به این نتیجه رسید که در این زمینه یک مستند بسازد. هنگامی که این مستند ساخته شد آقای روحانی نسبت به پخش این مستند به دفتر رهبری گلایه کردند. بنده بارها به آقای روحانی که در آن مقطع زمانی عضو شورای امنیت ملی بود عنوان کردم که تریبون در اختیار شماست و هر وقت که میل به داشتید می توانید به شائبه ها دراین زمینه پاسخ بدهید.

به همین علت نیز برنامه«شناسنامه» در این زمینه و با گفت وگو با آقای روحانی جهت پاسخگویی به شائبات راجع به مذاکرات سعدآباد تولید شد و بعدا با همین عنوان ادامه پیدا کرد.از سوی دیگر ما بعد از اتفاقات سال88 بعضی از اصلاح طلبان را جهت مباحث خاص به صداوسیما دعوت می کردیم و از آنها می خواستیم که تنها راجع به آن عنوان نظر های خود را مطرح کنند. به عنوان مثال به مناسبت روز13 آبان ما از آقای اصغرزاده و زن ابتکار که در تسخیر لانه جاسوسی حضور داشتند دعوت کردیم که نظر های متفاوت خود را راجع به این واقعه عنوان کنند.

البته این کار جهت ما هزینه های زیادی داشت و بعضی از رسانه ها که نام نمی برم و شما می شناسید عنوان می کردند که آیا به جای جوانان انقلابی یک پیرزن پشیمان را به صداوسیما دعوت کرده اید.با این وجود هنگامی که آقای اصغرزاده و زن ابتکار در برنامه زنده تلویزیونی حضور پیدا کردند به جای اینکه راجع به واقعه13 آبان صحبت کنند به بازخوانی فتنه سال88 و دفاع از سران فتنه برخاستند و وارد مباحثی شدند که صداوسیما براساس مصوبات شورای عالی امنیت ملی دارای ملاحظاتی است.

این مسأله به علت این نبود که تریبون در اختیار این افراد قرار نداشت و به همین علت نیز از وقت ایجاد شده است در جهت بیان حقایق استفاده کردند؟

بله،اینچنین بوده است ومن هم موافق هستم.بنده می دانستم که آقای اصغرزاده و زن ابتکار قرائت متفاوتی نسبت به فتنه سال88 دارند. با این وجود به علت اینکه این افراد که در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی نقش داشتند فراموش نشوند و نسل تازه قرائت آنها را نیز راجع به این واقعه بشنود این افراد را به صداوسیما دعوت کردم.این در حالی بود که این افراد سادگی کردند و شرایط را مدیریت نکردند.بنده میل به داشتم تا آنجا که امکان داشت طیف های متفاوت فکری و سیاسی در تلویزیون حضور داشته باشند و نظر های خود را مطرح کنند. با این وجود اگر در جایی این امکان وجود نداشته دیگر واقعا نمی شده است است و جا جهت مانور زیاد نبوده است.

چرا در سال88 به صورت برابر تریبون صداوسیما را در اختیار طرفین دعوا قرار ندادید؟شاید اگر این کار را انجام می دادید پیامدهای این اتفاق به این گستردگی نبود.در این زمینه چه دغدغه ای داشتید؟

این نظر را آقای یامین پور نیز در گفت وگو با بنده عنوان کردند و ایشان نیز با شما هم عقیده بودند.با این وجود جهت پاسخ به پرسش شما من از شما یک پرسش می پرسم.اگر امروز شما مدیر شرکت صداوسیما بودید و آقای احمدی نژاد از شما درخواست می کرد که تریبون صداوسیما را در اختیار ایشان قرار بدهید تا همه نظر های خود را مطرح کند شما چه پاسخی به ایشان می دادید؟

من مطمئنا پاسخ منفی می دادم

اگر آقای رحیمی از شما درخواست کند که در چند جلسه به سخنان آقای جهانگیری تصویر العمل نشان بدهد آیا به ایشان این وقت را می دادید؟

شاید می دادم

شاید در ظاهر عنوان کنید که موافقت می کردید؛ ولی در واقعیت این اتفاق رخ نمی داد و شرایط جهت چنین کاری مهیا نبود.آیا در شرایط کنونی اگر وزیر خارجه دولت آقای احمدی نژاد را به یک برنامه تلویزیونی دعوت کنید، تا سیاست خارجی دولت آقای روحانی را نقد کند آقای روحانی اجازه چنین کاری به شما می دهد؟بدون شک دولت چنین اجازه ای به شما نخواهد داد.امروز آقای جلیلی دارای نظر های مختلفی در زمینه مدیریت کشور هست. با این وجودهیچ تریبونی در اختیار ایشان نیست و به جز محیط های محدود دانشگاهی ایشان هیچ تریبونی جهت بیان نظر های خود در اختیار ندارد.

درباره آقای جلیلی شائبه ریاست جمهوری وجود دارد.

به این علت نیست. این اوضاع جهت آقای اسحاق جهانگیری نیز وجود داشت.همه می دانستند که آقای جهانگیری، که صداوسیما هر روز راجع به ایشان برنامه پخش می کرد، درانتخابات ریاست جمهوری کاندیدا خواهد شد. این درحالی است که بعضی به شورای نگهبان انتقاد وارد می کنند که تأیید آقای جهانگیری جهت حضور در انتخابات ریاست جمهوری غیرقانونی بوده هست. علت این مسأله نیز این است که ایشان از ابتدا اصلا قصد ریاست جمهوری نداشتند و تنها جهت دفاع از دولت و آقای روحانی در انتخابات عضویت کردند.

این اوضاع جهت آقای قالیباف در برابر آقای رئیسی نیز وجود داشت

اختلافات آقای قالیباف و رئیسی تا لحظه آخر پا برجا بود و هیچ جریانی نمی توانست این اختلاف را از بین ببرد.حتی «جمنا» نیز نتوانست این اختلافات را آخر بدهد و همه چیزبه48 ساعت آخر کشیده شد.این در حالی است که آقای قالیباف با تصمیم فردی خود از انتخابات کناره گیری کردند و هیچ کس ایشان را وادار به چنین کاری نکرد. بعضی از اصولگرایان بر این باور بودند که هر دو این کاندیداها باید در انتخابات حضور داشته باشند تا آرای بیشتری از مخالفان دولت آقای روحانی به سبد اصولگرایان ریخته شود.در نتیجه آقای قالیباف وآقای رئیسی دو کاندیدای کاملا مستقل بودند.با این وجود آقای جهانگیری به صورت رسمی معاون اول مدیر جمهور بود و ازابتدا مشخص بود که جهت تقویت آقای روحانی درانتخابات حضور پیدا کرده است.آقای قالیباف و رئیسی در بعضی پرسشها با هم اختلافات جدی داشتند ولی در فضای انتخابات فاصله خود را زیاد کردن دادند تا با هم تقابل پیدا نکنند.این در حالی بود که آقای روحانی و جهانگیری در فضای انتخابات با هم پاس کاری می کردند و آقای جهانگیری به صورت کامل در زمین آقای روحانی بازی می کرد.در نتیجه اگر آقای جلیلی در تلویزیون حضور پیدا کند و نظر های خود را مطرح کند به معنای تبلیغ جهت حضور ایشان در انتخابات ریاست جمهوری نیست.از سوی دیگر اگر مدیران دولت گذشته درتلویزیون حضور پیدا کنند و سیاست های دولت آقای روحانی را نقد کنند با تصویر العمل جدی آقای روحانی مواجه خواهند شد.آقای روحانی اصلا چنین رویکردی را برنمی تابد.

چرا در دوران ریاست شما بر شرکت صداوسیما خبرهای مرحوم آیت ا… هاشمی نمایش داده نمی شد؟

بنده از جمله افرادی هستم که در طول دوران انقلاب موفق شده است ام آقای هاشمی را خوب درک کنم. به همین علت نیز به شما قول می دهم که یک مصاحبه مشروح و تفصیلی راجع به آقای هاشمی با شما انجام بدهم.بنده زمانی یک جوان انقلابی بودم وبا واکنش‌ها سیاسی آقای هاشمی به خوبی آشنا بودم، در نماز جمعه های ایشان شرکت می کردم. این در حالی است که در دولت ایشان در معاونت سینمایی حضور داشتم و ایشان واکنش‌ها فوق العاده ای در این زمینه داشتند.شرایط به شکلی بود که بزرگ ترین حامی من در سینما آقای هاشمی بود.به همین علت نیز بود که من در مدت یک سال و نیم موفق شدم کارهای بزرگی در سینما انجام بدهم.آقای هاشمی خدمات زیادی به کشور انجام داده هست. با این وجود بنده اعتقاد دارم اشتباهات راهبردی نیز در رویکرد ایشان وجود داشته است.به همین علت نیز نیاز می بینم که یک گفت وگوی مفصل راجع به آیت ا… هاشمی با شما انجام بدهم.

هنگامی که در مناظرات انتخابات ریاست جمهوری سال88 احمدی نژاد تصویر زن رهنورد را از جیب خود بیرون آورد به عنوان مدیر شرکت صداوسیما چه احساسی داشتید؟

به نظر من اگر این کار را انجام نمی داد، بهتر بود.

هنگامی که احمدی نژاد در برنامه زنده تلویزیونی به آیت ا… هاشمی و آقای ناطق نوری توهین کرد چه احساسی داشتید؟

برخی عنوان می کنند که هزینه ای که براثر مناظره های سه انتخابات ریاست جمهوری88،92 و 96 به نظام وارد شد بسیار زیاد بوده و من نیز با این نظر موافق هستم. با این وجود اعتقاد دارم تخریب هایی که در مناظرات سال96 انجام گرفت به مراتب از سال88 بدتر و مخرب تر بود.در سال88 آقای احمدی نژاد از عبارت «خس و خاشاک» استفاده کرد که منظور ایشان به همه حامیان انتخاباتی رقیب نبود. ایشان حتی چند بار راجع به این مسأله توضیح دادند و عنوان کردند منظور ایشان کسانی بوده که فضا را تعمدا متشنج کرده بودند.با این وجود در آن مقطع زمانی استفاده از این عبارت تأثیر خود را بر جای گذاشت.بنده با استفاده از لفظ«آشغال» راجع به اعتراض کنندگان اخیر نیز مخالفم. کسی نباید با چنین ادبیاتی با اعتراض کنندگان صحبت کند.

آیا در سال88 در پشت صحنه بعد از مناظره احمدی نژاد و کروبی جنگ لفظی بین این دو کاندیدا به وجود آمد؟

خیر، در پشت پرده روابط عادی و همراه با احترام بود. این اوضاع بین آقای احمدی نژاد و موسوی نیز وجود داشت.

در سال92 نیز به همین صورت بود؟

بله؛در سال92 نیز اوضاع به همین شکل بود.در سال92 من قبل از مناظرات به میان کاندیداها می رفتم و با آنها راجع به شیوه مناظره صحبت می کردم. به همین علت نیز مشاهده می کردم که در پشت صحنه بین کاندیداها بگو وبخند وجود دارد و روابط محترمانه است.ماجرای جالب در سال92 این بود که ما به علت طولانی شدن مناظرات قصد داشتیم به کاندیداهای ریاست جمهوری چای و شیرینی بدهیم.به همین علت نیز این مسأله را باهمه کاندیداها مطرح کردیم و عنوان کردیم ما تصمیم داریم در زمانی که دوربین روی شما نیست به شما چای و شیرینی بدهیم.

البته نوع شیرینی را نیز بنده قبلا مشاهده کرده بودم که به عنوان نمونه شیرینی ناپلئونی نباشد که هنگام خوردن روی صورت،ریش و یا عبای کاندیداها بریزد و بعدا از ما گلایه کنند. هنگامی که شیرینی خریداری شد من شخصا شیرینی را آزمایش کردم تا مشکلی وجود نداشته باشد.با این وجود هنگامی که این مسأله را با کاندیداها در میان گذاشتیم همه استقبال کردند به جز آقای روحانی و عارف که به شکل مشکوکی به هم نگاه می کردند.بنده مجددا تأکید کردم که ما قصد چنین کاری داریم که آقای عارف در پاسخ به بنده عنوان کردند «شما که ریش و قیچی دست خودتان است هر کاری دوست دارید انجام بدهید».

آخرین بار چه زمانی با آقای احمدی نژاد دیدار داشتید؟

سه هفته قبل.

محل ملاقات کجا بود؟

منزل آقای احمدی نژاد که ایشان به ما شام هم دادند که این دیدار در حدود چهار ساعت به طول انجامید.

به جز شما افراد دیگری نیز در این دیدار حضور داشتند؟

دو نفر دیگر هم بودند که از ذکر نام آنها معذورم.

چه مباحثی در این دیدار مطرح شد؟

بحث های ما شخصی است و زیاد بین خودمان است؛البته چارچوب این مباحث حفظ و پیشبرد اهداف انقلاب و نظام و حفظ آقای احمدی نژاد در فضای سیاسی کشور بود.دغدغه هایی که ما در این دیدار مطرح کردیم زیاد دلسوزی هایی بود که نسبت به یکدیگر داشتیم.نکته دیگر اینکه من دوست داشتم نظر های آقای احمدی نژاد را بعد از دستگیری آقای مشایی و بقایی بشنوم و به همین علت نیز در این زمینه صحبت کردیم.مطالبی هم بنده با ایشان درمیان گذاشتم که احساس می کردم ایشان نسبت به آنها اشراف ندارند. این پرسشها زیاد راجع به فضای رسانه ای جهانی بود.بنده تلاش کردم در این دیدار شرایط مصالحه و برطرف کردن بعضی از سوءتفاهم ها را مهیا کنم.

آیا شما به صورت مستقل با آقای احمدی نژاد دیدار کردید و یا اینکه از طرف شخص خاصی به این دیدار رفته بودید؟

من مستقل به این دیدار رفته بودم.

در این دیدار استدلال های آقای احمدی نژاد را پذیرفتید؟

من در این دیدار مانند همه دیدارهایی که انجام می دهم نه همه استدلال های ایشان را پذیرفتم و نه ایشان چنین رویکردی داشت. با این وجود استدلال هایی که جهت یکدیگر مطرح می کردیم می توانست جهت هم بافایده باشد و راهی جهت جلوگیری از واگرایی های که هم می توانیم خودمان عامل آن باشیم و هم اینکه از بیرون به ما تحمیل شود.من دلم جهت هاشمی دهه 60 و احمدی نژاد 83 تنگ شده است است.

مهم ترین مانع برطرف حصر چیست؟

حصر یک مجازات نبود بلکه یک اقدام امنیتی جهت حفظ امنیت و آرامش مردم بود.این در حالی است که نظام هیچ برنامه ای به عنوان حصر نداشت و به همین علت بعد از20 ماه این اتفاق رخ داد.با این وجود و در جریان بیداری اسلامی که در بعضی از کشورهای منطقه رخ داد این افراد مردم را به راهپیمایی دعوت کردند که این مسأله حتی با موافقت مدیر دولت اصلاحات نیز همراه نشد. به همین علت نیز اعضای شورای عالی امنیت ملی به صورت متفق القول «حصر» را تصویب کردند و بنده به خاطر ندارم که کسی با این مصوبه مخالفت کرده باشد.امروز نیز اگر اعضای شورای امنیت ملی به این نتیجه برسند که می تواند گشایش هایی در زمینه حصر صورت بگیرد این اتفاق رخ خواهد داد.در نتیجه این تصمیم از ابتدا در شورای امنیت ملی گرفته شده است و تا انتها نیز در اختیار شورای عالی امنیت ملی است و هیچ عامل بیرونی در این زمینه تأثیرگذار نیست.به نظرمن شورای عالی امنیت ملی این تصمیم را بگیرد تا مشخص شود که آیا این عنوان با فشارهای بیرونی مواجه خواهد شد و یا خیر.

اگر شرایط جهت حضور شما در انتخابات ریاست جمهوری مهیا شود آیا در انتخابات آینده کاندیدا خواهید شد؟

من به این نتیجه رسیده ام که انتخابات به بلای جان ما تبدیل شده است است.در ابتدا احساس می کردم انتخابات بلای جان اصولگرایان شده است هست. علت این مسأله هم این بود که اصولگرایان احساس می کنند مدافع انقلاب و نظام هستند. با این وجود امروز به این نتیجه رسیده ام که انتخابات بلای جان همه ما شده است است.متأسفانه ما هنوز نتوانسته ایم مسابقه سیاسی سازنده را نهادینه و ترویج کنیم و شخصیت های سیاسی در این زمینه ناموفق بوده اند. به همین علت نیز من آسیب های انتخابات را بلای جان کشور می دانم. البته سخن من به معنای این است که ما باید تلاش کنیم آسیب های انتخابات را کم کردن بدهیم وگرنه اصل انتخابات را یک امر مهم و کتمان ناپذیر می دانم.به همین علت نیز مسأله مهم من انتخابات نیست.به نظر من شکستن کلیشه مسابقه جریان های سنتی و نخ نمای سیاسی جهت فضای تازه و متفاوت نسبت به اصل انتخابات اولویت دارد.

آرمان

واژه های کلیدی: سیاسی | انقلاب | انقلابی | انتخابات | صداوسیما | احمدی نژاد | احمدی نژاد | ریاست جمهوری | نتیجه انتخابات | انتخابات ریاست جمهوری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz